اسفند 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

جستجو

Random photo

امام صادق علیه السلام

کاربران آنلاین

  • مدرسه علمیه کوثر ورامین
  • محمدی
  • تسنیم
  • مهشید ديانت خواه
  • vazayef
  • فاطمه کارگر شورکی
  • سمیه نکوئیان
  • نرجس خاتون محمدی
  • سین بانو
  • ترنم
  • بهاره شیرخانی
  • ترنم آسمانی
  • انگورماهی

صفحات: 1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10

1396/11/25

  03:03:00 ب.ظ, توسط وقايعي  
موضوعات: اخلاقی

دستان لرزان

نجاری بود که زن زیبایی داشت
که پادشاه را مجذوب خود کرده بود
پادشاه بهانه ای از نجار گرفت و حکم اعدام او را صادر کرد و گفت نجار را
فردا اعدام کنید
نجار آن شب نتوانست بخوابد .
همسر نجار گفت :
مانند هر شب بخواب .
پروردگارت یگانه است و درهای گشایش بسیار
کلام همسرش آرامشی بر دلش ایجاد کرد و چشمانش سنگین شد و خوابید .
صبح صدای پای سربازان را شنید.
چهره اش دگرگون شد و با نا امیدی، پشیمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که دریغا باورت کردم .
با دست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجیر کنند.
دو سرباز با تعجب گفتند :
پادشاه مرده و از تو میخواهیم تابوتی برایش بسازی .
چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت .
فکر زیادی انسان را خسته می کند .
درحالی که خداوند تبارک و تعالی مالک و تدبیر کننده کارهاست
ساعت زندگیت را به افق آدمهای ارزان قیمت کوک نکن
یا خواب می مانی
یا از زندگی عقب
در هر شرایطی امیدت را به خدا از دست نده
و هر لحظه منتظررحمت بی کرانش باش.

اشتراک گذاری این مطلب!

1396/11/08

  06:30:00 ب.ظ, توسط وقايعي  
موضوعات: بانی نور

سبک زندگی فاطمی

​🌴خانه ی کوچک و خانواده ای با برکت🌴

🌹در میان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بهترین الگو برای تمامی مسلمانان بلکه تمام بشر، خانه و خانواده ی ✨حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها✨ است.

☑️خانواده ای که با ازدواج دو معصوم علیهمالسلام شکل گرفت.

☑️خانواده ای که کوچک ترین لغزش و خطا در زندگانی آنان پدیدار نشد.

⬅️و ثمره ی آن نیز فرزندانی معصوم علیهم السلام بود.

🍀🌺🍀🌺🍃🍃🍃🌺🍀🌺🍀🍂🍂🍂🍀🌺🍀🌺🍀🌺

✍اگر بشریت بخواهد به زندگی پاک و نورانی و کمال خویش برسد،ناگزیر است که بر سر سفره ی اهلبیت علیهم السلام بنشیند.

✍بدیهی است هر چه به آنان نزدیک تر شویم به سعادت و کمال نزدیک

و هر چه دورتر شویم،از منبع نور و حیات طیبه دورتر می شویم

⬅️و در نتیجه در ظلمت و آلودگی های مادی فرو می رویم.

اشتراک گذاری این مطلب!
  01:22:00 ب.ظ, توسط وقايعي  
موضوعات: بانی نور

فاطمیه

​#فاطمیه 

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🔻علامه مصباح یزدی (حفظه الله ) :
💭 در ميان تمام شفاعت گران روز قيامت، نام فاطمه زهرا (س)  همچون خورشيدى درخشان مي‌درخشد؛ چرا كه روايات بسیاری از جانب رسول خدا و ائمه اطهار (ع)، شفاعت بی نظيرى را براى آن جناب وعده مي‌دهند
💭 شفاعتى چنان گسترده كه نه تنها محبان آن حضرت و دوستداران ذريه او را شامل مي‌شود، بلكه تمام محبت ورزان به دوستان يا دوستانِ دوستان او را نيز در برمي‌گيرد.

اشتراک گذاری این مطلب!
  01:15:00 ب.ظ, توسط وقايعي  
موضوعات: بانی نور

فاطمیه

​#فاطمیه 

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🔻مقام معظم رهبری (حفظه الله) :
💭 فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها چنانند که در زمان خودشان، نه فقط پدر و همسر و فرزندان و شیعیان خاصّشان، بلکه حتّی کسانی که شاید رابطه صمیمانه و گرمی هم با ایشان نداشتند، زبان به مدح آن بزرگوار گشودند.
💭 این حدیث معروف از عایشه است که هیچ کس را از لحاظ هیأت، چهره، سیما، درخشندگی و حرکات و رفتار، شبیه‌تر از فاطمه به پیغمبر اکرم ندیدم.
💭 این‌طور نبود که وقتی فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها وارد اتاق میشود، پیغمبر جلو پای او فقط بلند شود. قام‌الیها؛ بلند می شد و به سمت او میرفت.
💭 در بعضی از این نقلها این‌گونه آمده است: «وکان یقبلها و یجلسها مجلسة»؛ فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها را میبوسید، دست او را میگرفت و می آورد در جای خودش می نشاند. این مقام فاطمه زهرا است

اشتراک گذاری این مطلب!

1396/08/19

  12:06:00 ب.ظ, توسط وقايعي  
موضوعات: مولانا علی

شوخی ِمولا علی علیه السلام

امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) بالای بام خانه خرما تناول می کرد و در آن زمان حضرت در سنین جوانی بود ، سلمان ( رضوان الله علیه ) در حیاط آن خانه لباس خود را می دوخت ، حضرت دانه خرمائی به طرف او رها کرد .

سلمان گفت : ای علی (علیه السلام ) با من شوخی میکنی در حالی که من پیرمرد و شما جوان و کم سن و سال هستید ؟

علی ( علیه السلام ) فرمودند : ای سلمان ، مرا از نظر سن و سال کوچک و خودت را خیلی بزرگ خیال کرده ای ؟ قصه دشت ارژن را فراموش کرده ای ؟ چه کسی تو را در آن بیابان که گرفتار شیر درنده شده بودی نجاتت داد ؟

سلمان با شنیدن این کلمات از امیرالمومنین ( علیه السلام ) به وحشت افتاد و عرض کرد : از کیفیت آن جریان برایم بگوئید .

علی ( علیه السلام ) فرمودند :

تو وسط آب ایستاده بودی و از شیری که در آنجا بود می ترسیدی ، دست ها را به دعا بلند کردی و از خداوند متعال نجات خود را طلبیدی ، خداوند هم دعایت را اجابت و مرا به فریاد تو رساند . من هم آن اسب سواری هستم که زره او بر روی شانه اش و شمشیرش به دستش بود و ضربه ای بر آن شیر وارد کردم که او را دو نیم کرد و تو خلاص شدی .

سلمان عرض کرد : نشانه دیگری در آنجا بود برایم بیان فرمائید .

حضرت دست به آستین برد و یک شاخه گل تازه بیرون آورد و فرمود : این همان هدیه تو است به آن اسب سوار ! سلمان با دیدن آن گل بیشتر دچار حیرت و سرگردانی شد با عجله خدمت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) شرفیاب شد و عرض کرد ای رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) من اوصاف شما را در انجیل خواندم و محبت شما در دلم جای گرفت ، همه ادیان غیر از دین شما را رها کردم و آن را از پدرم مخفی نمودم تا سرانجام متوجه شد و نقشه کشتن مرا کشید ولی دلسوزی او نسبت به مادرم مانع می شد و دائما چاره ای در قتل من می اندیشید و مرا به کارهای سخت و دشوار وادار می کرد ، تا اینکه فرار کردم ، به محلی به نام دشت ارژن رسیدم در آنجا ساعاتی استراحت کردم احتیاج به آب پیدا کردم لباس های خود را بیرون آوردم و داخل رود خانه ای که در همان نزدیکی بود رفتم . ناگهان شیری آمد و روی لباس های من ایستاد . وقتی او را دیدم به وحشت افتادم و از خداوند متعال نجات خود را درخواست نمودم که ناگاه اسب سواری پدیدار شد و با یک ضربه شیر را به دو نیم کرد .

من از آب بیرون آمدم لباس به تن کردم و خودم را بر رکاب اسبش انداختم و آن را بوسیدم و چون فصل بهار بود صحرا و اطراف رودخانه پر از گل و سنبل بود شاخه گلی گرفتم و به او هدیه کردم و تشکر نمودم .چون گلها را گرفت از چشمان من ناپدید گشت و اثری از او ندیدم ، از این جریان بیش از صد سال می گذرد و من این قصه را برای احدی نگفته ام امروز علی ( علیه السلام ) تمام آن قضیه را بیان فرمود و همان شاخه گل را به من نشان داد ؟

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمودند :

ای سلمان ، هنگامی که مرا به آسمان بردند تا جائیکه جبرائیل توقف نمود و من تا کنار عرش الهی بالا رفتم در حالی که پروردگارم بدون واسطه با من سخن گفت …

وقتی سفر معراج تمام شد و من به زمین برگشتم علی ( علیه السلام ) بر من وارد شد و پس از عرض سلام و تبریک به خاطر الطاف و عنایاتی که خداوند متعال در این سیر ملکوتی به من نموده از تمام گفتگوهای من با پروردگارم خبر داد .

بدان ای سلمان ، هر کدام از انبیاء و اولیاء از زمان حضرت آدم ( علیه السلام ) تا کنون که گرفتار شده است علی ( علیه السلام ) او را از گرفتاری نجات داده است .

نفس الرحمان صفحه 27 ، محدث نوری
القطره جلد 1 ، آیت الله علامه سیداحمد مستنبط ، صفحه 282

اشتراک گذاری این مطلب!

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10

 
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)